کاربرد صفات در زبان انگلیسی

  • Home
  • کاربرد صفات در زبان انگلیسی
کاربرد صفات در زبان انگلیسی

ساده ترین تعریف یک صفت، این است که یک کلمه است که اسم را توصیف می کند. صفات در زبان انگلیسی می توانند قبل از اسم و یا بعد از افعال tobe ظاهر شوند. صفت ها با دادن اطلاعاتی در مورد ابعاد، شکل، سن، رنگ، مبدأ یا مواد، اسم ها را توصیف می کنند.

در جمله او یک”دختر زیبا” است، کلمه “beautiful” صفتی است که “girl” را توصیف می کند.

She is a beautiful girl.

He was a young man.

هنگامی که فقط دو عضو در یک گروه وجود دارد، به طور سنتی ما از مقایسه استفاده می کنیم. صفت های مقایسه ای یک شخص یا چیز را با یک دیگر مقایسه می کند و ما را قادر می سازد تا بگوییم آیا فرد یا چیزی بیشتر یا کمتر از یک کیفیت خاص است.

صفات تفضیلی برای کلمات تک هجایی با اضافه کردن er و برای چند هجایی با اضافه کردن more ساخته می شود.

 

   Tall (تک هجایی):  Josh is taller than his sister.

   Expensive (چند هجایی): The new shop is more expensive than last one.

صفت برتر، یک فرد یا چیز را به دلیل داشتن یک کیفیت بالاتر از همه افراد یا چیزهای دیگر در یک گروه توصیف می کند. صفت های برتر یا عالی برای صفات تک هجایی با اضافه کردن est و برای صفات چند هجایی با اضافه کردن the most ساخته می شود.

Fast(تک هجایی): The ‘Silver Arrow’ will be the fastest train in the world.

Difficult (چند هجایی): This lesson is the most difficult lesson in the book.

ترتیب قرار گرفتن چند صفت در جمله

هنگامی که شما چندین صفت را در یک ردیف لیست می کنید، یک دستور خاصی وجود دارد که باید رعایت شود. زبان شناسان بومی انگلیسی به طور طبیعی آنها را به ترتیب صحیح بیان می کنند، پس بهتر است شما این ترتیب را به خاطر بسپارید.

جنس + ملیت + رنگ + سن + شکل + اندازه + عقیده/نظر

  1. Opinion
  2. Size
  3. Shape
  4. Age
  5. Colour
  6. Origin
  7. Material

My coffee table is beautiful, big, circular, antique, brown, English and wooden.

انواع صفت ها

 

Appearance adjectives

  • beautiful
  • clean
  • elegant
  • handsome
  • long

Color adjectives

  • red
  • orange
  • yellow
  • green
  • gray
  • black

Condition adjectives

  • alive
  • better
  • careful
  • clever
  • inexpensive
  • wrong

Personality adjectives – Positive

  • brave
  • calm
  • delightful
  • eager
  • faithful
  • gentle
  • happy

Personality adjectives – Negative

  • angry
  • bewildered
  • clumsy
  • defeated
  • embarrassed
  • uptight
  • worried

Shape adjectives

  • broad
  • chubby
  • crooked
  • hollow
  • low
  • straight
  • wide

Size adjectives

  • big
  • colossal
  • fat
  • small
  • tall
  • teeny
  • teeny-tiny
  • tiny

Sound adjectives

  • cooing
  • deafening
  • faint
  • voiceless
  • whispering

Time adjectives

  • ancient
  • brief
  • early
  • fast
  • young

Taste/touch adjectives

  • bitter
  • delicious
  • fresh
  • tart
  • tasteless
  • uneven

Touch adjectives

  • boiling
  • breeze
  • cool
  • crooked
  • curly
  • damaged

Quantity adjectives

  • abundant
  • empty
  • few
  • full
  • heavy
  • light

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *